خرید بک لینک

تمام شده بود دیگر!بی خرکت نشسته بود بیرون گودگرچه هنوز هوای آلوده به توهم این دنیای هیچ و پوچ رابی صدا نفس می کشیدخیلی معمولیآنقدر معمولی که اصلاً کسی به بودنش شک نمی کردگم شده بود میان هیاهوی آدمهایی که یادشان رفته بود دنیا برای خودش می چرخدمیان آدم هایی که هوس کرده بودند دنیا را عوض کنندآنقدر سخت تلاش میکردند کهحتی قدیمی ترین دوستانشان را هم دیگر به جا نمی آوردندتمام شده بود دیگر!جوری که انگار هیچوقت وجود نداشتیا اصلاً وجودش را نداشت که داشته باشداصلاً دیگر اهمیتی هم نداشتاحتمالاً همیشه هم همینطور بود. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 8 مرداد 1403 ساعت: 14:16

آدم ها اگر سیگار نکشند نیستند. اگر سیگار بکشند هستند. اگر سیگار نکشند و سیگار بکشند٬ دوستند.
اگر وسواس نداشته باشند٬ نیستند. اگر دچار وسواس ذهنی باشند هستند. اگر بی وسواس دچار وسواس باشند٬ دوستند.
آنها که ماندند نیستند٬ آنها که رفتند هستند. اگر ماندند و رفتند دوستند.
دهنهایتان می جنبد اما نمی شنوم چه می گویید.

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 13:00

آدم ها اگر سیگار نکشند نیستند. اگر سیگار بکشند هستند. اگر سیگار نکشند و سیگار بکشند٬ دوستند.
اگر وسواس نداشته باشند٬ نیستند. اگر دچار وسواس ذهنی باشند هستند. اگر بی وسواس دچار وسواس باشند٬ دوستند.
آنها که ماندند نیستند٬ آنها که رفتند هستند. اگر ماندند و رفتند دوستند.
دهنهایتان می جنبد اما نمی شنوم چه می گویید.

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 13:00

زیرکی را گفتم این احوال بین، خندید و گفت: صعب-روزی، بوالعجب کاری، پریشان-عالمی! مثلِ زندگی در یک سیبِ گندیده است.من مدت هاست ارتباطم را با آدم های اطرافم قطع کرده ام. تلاش کرده ام مثلِ اصحابِ کهف زمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 28 بهمن 1398 ساعت: 11:01

به شدت احساسِ ضعف وَ شکستگی میکنمانگار که من تو را، تو مرا، یک یا چهار فصلِ سیر زده ای(م)همه ي حرف ها را يك يا هزار بار نوشت ه يا گفت ه اَم، هِ یِ آخرِ تن-ها اَم به هر معنییادم نِی-اَ ست که يك جايي يكادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

بیست و چهار ساعتِ شبانه روزِ من-ایبه خاطرِ همان چند دقیقه ی کوتاهِ بودن اَتآنقدر توی ساعت های من گره میخوری وُمرا به عقربه ها میدوزیکه چهارشنبه هام به پنجشنبه می ماند بی توکه جمعه هام شنبه میشود از توادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

ایستاده ام در نیمه ی همه چیزِ اینجا، دلم تبِ جاهایی را ندارداما جای دیگری باشد از اینجا بهتر، من که میروم، تو نمیروی؟من هر بارمیروم سفر بِ آ تنِ خسته برمیگردمهیچ کجایش هیچ چیز ندارد، تا جا دارم دلم بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

پیچیده میشد تووی یک رخوت عمیق، عمیق از تفکراتِ بیهوده. مریض شده بود و ذهن بیمارش فقط به دنبالِ نتیجه، در حقیقت آنقدر مریض بود که یارایِ گرفتنِ نتیجه هم نداشت. فکر میکنم از آخرین بار که نتیجه ی دادگاهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

سرباز,م،باز اَم که بعدِ بیش تَر از ده سال جنگ، تَر از ده سال جنگ،کُشته و کُشته شده، تنِ شکسته، با روحِ سرگردان،گرچه برای هیچ وُ گرچه برای پوچ جنگیده اَم، باز-گشته اَم اینجا رسیده اَم به خانه که بَم! نهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

همفعولـ اآخ اَم ه آه هِ سرد َم عمیقگاوم سوره ی بقرةآیه ی هفتمِ همه ی کلمات اَمشهر اَممتروکتارِک اَمنشسته تهِ یک دریا آب َمنمیزند نبض، صدا حرکتصفحه ی مایلِ به سبزِ ترسپَسیفیک اَمترسی دِه اَم ای آرامنوشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

پرسید صادقانه بگو یعنی یک بار هم حتی توی خیالت با او چنین و چنان نبوده ای؟گفتم نه! اصلاً دروغی برای گفتن نمانده بود! گفتم مثلاً همین الان چقدر دلم میخواست میتوانستم بغلش کنم که دوباره تکرار کردم: اماادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

هزار سال میگذرد که میانِ من و تو جنگ استحداقل یکی میانِ لشکریانِ سپاهِ ما هر روز شکستیکی از ما مُردبه قولِ تو ما زاییدیم، که همیشه حداقل یکی از ما ماندو این جنگِ تن به تن تمام نشد هرگز، حداقل برای یکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

دشت های وسیعی هست.

دشت تا به آسمان.

دویدن هست.

نشستن.

من.

و تو.

اقیانوس هست غرق-شده در

ما.

باد هست،

برای بردن موها و خواندن همه ی سرودها.

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:02

تو آنی که نیستی و من آنم که هستم جنون چیه؟ مسلما اونا به حقیقت نزدیکترنقطره... قطره... یه قطره ی بزرگتر می سازه نه دو قطرهباید یاد بگیری که سیگار نکشی و به جاش کارای مهم انجام بدی. کجایم من که نه در وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 31 ارديبهشت 1398 ساعت: 16:29

لینک: https://www.youtube.com/watch?v=lrKj3lRXeCM پرسش: چرا سکس چنین نقشِ مهمی در زندگیِ همه ی آدم های دنیا دارد؟ پاسخِ کریشنا مورتی: چرا سکس در زندگیِ هر روزه ی آدم های دنیا نقش داره؟ چرا از من می ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 31 ارديبهشت 1398 ساعت: 16:29

صفحه بندی